عباس عبدی: آیا مردم با گذاشتن نام های اسلامی بر فرزندانشان اسلامی می شوند؟

عباس عبدی: آیا مردم با گذاشتن نام های اسلامی بر فرزندانشان اسلامی می شوند؟

روز جدید:پهلوی اول رضا نام داشت. نام همه پسرانش و نوه هایشان پسوند رضا بود. می گویند پدری نام فرزند خود را رستم گذاشت و پس از تولد در برابر او نشست و مانند بید می لرزید. حالا داستان ما این است که فکر کنیم با نام واقعیت تغییر می کند.

عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت: شورای عالی انقلاب فرهنگی در جلسات گذشته سندی را با عنوان سیاست ها و اقدامات تقویت و ترویج نامگذاری نوزادان بر اساس فرهنگ اسلامی – ایرانی تصویب کرد.

این یعنی چی؟ انتخاب نام فرزندان یکی از خصوصی ترین مشکلات خانواده هاست. اجبار و عدم تمایل به انتخاب نام یا تغییر آن تنها در برخی کشورها مشاهده می شود. مثلاً در دولت کمونیستی بلغارستان که انتخاب حروف اسلامی برای اقلیت مسلمان محدود بود.

اتفاقاً این ویژگی فرهنگی جایی است که عقاب جاه طلب حکومت بهتر از هر جای دیگری نیست که شاهد تغییرات در نگرش فرهنگی یا حتی سیاسی مردم باشد.

سوال روشن این است که چرا پس از گذشت 43 سال از انقلاب، شورا از نوشتن سندی برای تقویت و ترویج ثبت نام کودکان یاد کرد؟ چی شد؟ انقلابی که به نام اسلام رخ داد چگونه است که حالا می خواهد برای مردمش سند نام اسلامی تهیه کند؟ آیا این افراد قبلاً برای فرزندان خود حروف اسلامی را انتخاب نمی کردند؟ آیا قبل از انقلاب یا دهه های اول آن، حروف اسلامی را بر اساس اعلام رسمی دولت برای فرزندان خود انتخاب می کردند؟

شاید در متن توجیهی برای تایید این سند به این سوال اساسی پاسخ داده نشده باشد، زیرا اگر پاسخ داده شود معلوم می شود راه تنظیم سند نیست. اکنون می توان به آن پاسخ داد. واقعیت این است که سهم حروف اسلامی در بین کودکان قبل از انقلاب در حال افزایش است. به عنوان مثال اسامی اسلامی فرزندان متولد تهران در سال 1345 حدود 58 درصد از اسامی رایج است (دختر یا پسر که معمولاً بیشتر از پسر نامیده می شود تا دختر با اسامی اسلامی). این رقم تا سال های اول انقلاب افزایش یافت و در سال 1357 به 65 درصد رسید، اما پس از چند سال روندی کاهشی را تجربه کرد. در سال 1370 به حدود 53 درصد رسید. سپس طی یک دهه افزایش یافت و به حدود 57 درصد رسید، اما از آن دهه شیب نزولی شدیدی را تجربه کرد و در سال 1394 به 40 درصد رسید.

  علی مطهری: کشته شدن در اعتراضات زشت است/ بحران از بین نمی رود و موضوع همچنان زیر پوست جامعه است

این گرایش برای اسامی با گرایش های غربی و ملی است، بر خلاف اسامی اسلامی. در سال 1394 نسبت اسامی اسلامی برای پسران و دختران به ترتیب 54 درصد و 28 درصد بوده است. خوب! حال بیایید ببینیم سند بالقوه چه می تواند بگوید. این سند به دنبال افزایش نسبت این اسامی است، اما نکته اینجاست که گزینه های متعدد برای انتخاب نام های اسلامی، نتیجه گرایش یک جامعه به اسلامی است نه برعکس. به عبارت دیگر، اگر مردم مؤمن و مسلمان باشند، ترجیح می‌دهند نام‌هایی را که مناسب این جریان برای فرزندانشان باشد، انتخاب کنند تا اینکه نام فرزندشان را مانند علی یا محمد بگذارند، در این صورت عقایدشان نیز اسلامی می‌شود. بنابراین این شیوه مستندسازی را می توان نوعی از دست دادن کانال دعا دانست. نام گذاری فرزندان متغیر مستقلی نیست که بخواهید آن را تغییر دهید تا باورها و ارزش های افراد تغییر کند.

نامگذاری یک متغیر وابسته است و تحت تأثیر تغییرات مقدار است. به جای تمرکز بر نامگذاری، باید به عوامل اصلی که موضوع نامگذاری کودک هستند، توجه کنیم.

حال فرض کنید با چنین سندی توانسته اید سهم حروف اسلامی را افزایش دهید، پس نتیجه چیست؟ این یک نوع خودفریبی است، افرادی که با اجبار و صوری اسم اسلامی به فرزندانشان نمی دهند، بلکه فکر می کنید جامعه اسلامی شده است.

پهلوی اول رضا نام داشت. نام همه پسرانش و نوه هایشان پسوند رضا بود. می گویند پدری نام فرزند خود را رستم گذاشت و پس از تولد در برابر او نشست و مانند بید می لرزید. حالا داستان ما این است که فکر کنیم با نام واقعیت تغییر می کند.

  قهرمانی لیگ برتر بسکتبال شهرداری مس و گرگان

این طرح در شرایطی که علاقه ای به ترسیم و یافتن پاسخ برای آن ندارند زبان بدون زبان را مطرح می کند. وضعیتی که به وضوح کاهش شدید گرایش مردم به انتخاب این گونه نامه ها را نشان می دهد.

آنها اعلام کردند که این نام نشان دهنده هویت ماست. آره. اما نام باید نمایانگر هویت باشد، نه کسی که آن را تحریف می کند. ابتدا باید این هویت را داشته باشید، سپس نام نماینده آن به راحتی انتخاب شود. گذاشتن نام رستم بر کسی او را قوی و شجاع نمی کند. سرنا در بازی باز شکست نخورد.

در پایان لازم به ذکر است که 5 سال پیش زمانی که تحقیقاتم را در زمینه نامگذاری کودکان در تهران به پایان رساندم و نتایج از جمله موارد فوق را برای یکی از دوستان جامعه شناس توضیح دادم، وی گفت: به زودی می آیند تا مشکل را حل کنند. یا برای پاک کردنش میرن تحریم. در تمام این دهه‌ها، سیاست‌گذاری فرهنگی چیزی بیش از یک روش ممنوعیت نبوده است».

خلاصه این رفتار مثل درمان دکتر است که به عکس رادیوگرافی بیمار نگاه می کند و می گوید: همه چیز خوب است، فقط یک شکستگی در قفسه سینه می بینید که با فتوشاپ شما را درست می کند!

دیدگاهتان را بنویسید